عید نوروز عنایات خدا می چسبد
وقت تحویل مناجات و دعا می چسبد
عید آن است که تغییر کند احوالت
حول احوال به حال شهدا می چسبد
بهترین جای جهان کرب و بلا و نجف است
گر میسر نشود صحن رضا می چسبد
سال ها از پی هم می گذرد مهدی جان
تو بیایی به خدا عید به ما می چسبد
آسوده نخوابند که آسوده بخوابیم شبت را مردان دلیری که سرودند خروش غضبت را (بر دار سپردند سر) و ( تن نسپردند به ذلت ) دشمن نتوانست به یغما ببرد یک وجبت را از خویش گذشتند که هرگز نرسد بر تو گزندی پس فخر نما ( کرد و لر و ترک و بلوچ و عربت ) رااز خون جوانان وطن لاله دمیده است به یاد آر درد و غم و رنجی که شکستند شکوه و طربت را ای میهن من معدن علم و هنر و غیرت و مردی فریاد بزن کشور فرهنگ و تمدن ، لقبت را ای میهن من مهد تمدن ، ( وطن ای گستره عشق ) برخیز برسم ادب این گستره با ادبت را ایران من ای مرز گهر خیز به پاخیز، که تاری
برچسب: وطن,
نویسنده: آروین کریمی
برچسب: شیرخدا,
نویسنده: آروین کریمی
برچسب: عطشان,عطش مبارزه,عطشان يا صبايا,عطشان شوف عيونو,عطشان اسمع يانهر,عطش,عطشانه يسقيني,عطشانة,عطش الميت في المنام,عطش شديد,
نویسنده: آروین کریمی
برچسب:
نویسنده: آروین کریمی