بمناسبت میلاد مسعود کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام

خرید بک لینک

یا محمد سجده کن پروردگار خویش را
دور کن امشب دگر از سینه ات تشویش را
ابترت خواندند اگر روزی جهودان عرب
کور شد امشب دگر چشم حسودان عرب
لال شد امشب زبان یاوه گویان ای رسول
شد گلستانت شکوفا از گل باغ بتول
کوثرت امشب برایت تاج سر آورده است
دخترت امشب برایت یک پسر آورده است
چمبر قلبت نگین شد با عقیق ذوالمنن
شد منور سینه ات از نور چشمان حسن
شد مصفا عرش اعلی از صفای مقدمش
کرده ام جشنی مهیا از برای مقدمش
کهکشانها را به نور خویش تزیین کرده ام
هفت عالم را به دست خویش آزین کرده ام
یا محمد سجده بنما خالق بخشنده را
خیز در آغوش گیر این هدیه ارزنده را
بوسه زن بر گونه اش او قبله آمال ماست
خنده هایش مال تو اما جمالش مال ماست
این پسر عرش برین را عاشق خود ساخته
هر که دیده خنده هایش را به او دلباخته
این پسر موسی ید و یوسف رخ و عیسی دم است
این پسر دیباچه اسرار عرش اعظم است
این پسر آیینه ذات تو و ذات علی است
امتداد کوثر است و نور مشکات علی است
این پسر میراث دار حق شناس فاطمه است
این پسر شاگرد ممتاز کلاس فاطمه است
این پسر با خنده اش آرامش جانت شود
آمده تا با وجودش روح و ریحانت شود
کهکشان ها خیره درشمس کراماتش شوند
عرشیان مبهوت از فیض مناجاتش شوند
این پسر حتی شبیهش در همه افلاک نیست
او بلند است و مقامش قابل ادراک نیست
این پسر جان در نفیر کان عالم می دمد
بر وجود نسل آدم از دمم دم می دمد
این پسر باشد امین مامن بیچاره گان
این پسر باشد کریم و حامی آواره گان
این پسر باشد کریم و خصلتش مانند توست
گرچه صلبش از علی باشد ولی فرزند توست
یا محمد رخصتی ده عرشیان با احترام
آمدند اینجا برای عرض تبریک و سلام
عرشیان مشتاق دیدار گل روی تواند
پشت در در انتظار یاس خوشبوی تو اند
آمدند از عالم بالا به یمن مقدمش
تا تبرک جسته از نور فیوضات دمش
خانه لبریز است از احساس زیبایی دگر
می کند امشب علی در سجده غوغایی دگر
در کلام عشق معنایی جلی گل می کند
خنده بر لب های زهرا و علی گل می کند
تا که زهرا و علی بر لب تبسم می کنند
عرشیان در کهکشانها دست و پا گم می کنند
با تپش های دلش می لرزد ارکان زمین
آیه های عشق می بارد به قرآن مبین
ماه حیران می شود تا دیده بر هم می زند
بسکه زیبا بسکه زیبا دیده بر هم می زند
می تراود آیه های نور از جان حسن
می تراود عشق از لبهای خندان حسن
*******
گفتم امشب از حسن مجنون و شیدایی شدم
یا حسن جان گفتم امشب از تو زهرایی شدم
سینه ام لبریز از عشق تو و فریاد توست
من نمی دانم چه سری در شب میلاد توست
در شب میلاد تو با روضه همدم می شوم
گاه شادم گاه غرق آه و ماتم می شوم
نام زیبای تو بی شک می نوازد روح را
می برد از سینه های خسته مان اندوه را
هر شبی که ذکر تو باشد پریشان می شوم
می برم نام تو را و اشک ریزان می شوم
هر کجا نام تو را بردم به لب افروختم
خام بودم آه گفتم پخته گشتم سوختم
می برم نام تو را و آه می گویم به لب
ماجرای کوچه را ناگاه می گویم به لب
هر کجا نام تو باشد یاد مادر می شود
نام زهرا تا که آید شور محشر می شود
نام زهرا آمد و سر بسته می گویم سخن
کوچه ... ، سیلی ... ، مادرم زهرا ... ، حسن ...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوازدهم تیر ۱۳۹۶ توسط حمید ضیاءیزدی (مسافر)

خلوت دل...

ما را در سایت خلوت دل دنبال می‌کنید

برچسب: بمناسبت,میلاد,مسعود,کریم,اهل,بیت,حضرت,امام,حسن,مجتبی,علیه,السلام, نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 11:29

صفحه بندی